اینم نود و پنجمین (۹۵) پست و آخرین پست ...

به نام خدا
خانم ها ! آقایان بازدید کننده ! سلام
با تشکر از اینکه به وبلاگ من سر زدین ...
اینجانب آیدا حیرانی کسی که این وبلاگ را برای تخلیه حرف های دلش ایجاد کرده بود ...
اوقات تنهایی و غمش را توسط دوستان خوب اینترنتی اش و این وبلاگ گذراند ...
کسی که توسط این وبلاگ به خیلی از اشتباهاتش پی برد ...
کسی که به خاطر حرف هاش توی این وبلاگ بارها سرزنش شد ...
کسی که روزی امیدش این وبلاگ و آدم های اون بود ...
کسی که الان ...
کسی که دیگه از این زندگی لعنتی و کثیف حالش بهم می خوره و خسته شده ...
کسی که دیگه از خودش هم خسته شده و حالش بهم می خوره ...
کسی که مدتهاست فراموش شده ... حتی خدا هم فراموشش کرده ...
کسی که مدتهاست دنیا براش سیاه شده ... دنیایی که همه فقط به فکر خودشون هستن ...
کسی که مدتهاست گریه کارش شده ...
کسی که مدتهاست اعصاب نداره ...
کسی که مدتهاست دیوونه شده ...
کسی که مدتهاست هیچ امیدی نداره ...
کسی که مدتهاست تنهاست ...
کسی که مدتهاست اختیاری هیچ کاری را نداره ...
کسی که مدتهاست مُرده ... شده یک مرده ی متحرک ...
کسی که مدتهاست از شک ها و متلک ها خسته شده ...
کسی که مدتهاست مشکلش حل نمیشه ...
کسی که مدتهاست نمیدونه چیکار کنه .؟؟؟
کسی که مدتهاست دوست داشت کاشکی به دنیا نمیومد ...
کسی که هیچ کس از دلش خبر نداره ...
کسی که مدتهاست هیچ کس به فکرش نیست ...
حالا تنها کاری که می تونم بکنم اینه که
دیگه این وبلاگ رو تعطیل کنم ... ( که باعث خوشحالی خیلی ها میشه )
و آرزوی پایان عمر خودم را بکنم که دیگه نمی تونم زندگی کنم ... ( که باعث خوشحالی خودم میشه )
* راستی با اینکه این وبلاگ تعطیل شده . ولی هر روز بهش سر میزنم و کامنت ها رو میخونم و تایید می کنم و جواب میدم ...
اینم ایمیل من : aida_hey@yahoo.com
با تشکر از اینکه لطف کردین و حدود ۹ ماه به من سر زدین
۱۸۱م۲۱ ( امضای من )
وقتي برگ هاي پاييز رو زير پات له مي كني
يادت باشه روزي بهت نفس هديه مي كردن
دختر عموی گلم . مریم جون ....
دوست خوبم . .......... دوست داشتنی
تولدتون مبارک !!!! البته با کمی تاخیر ( به خاطر مشکلات بلاگفا )

دیروز . ساعت ۳۰/۶ که از کلاس زبان رسیدم خونه رفتم سراغ کامپیوتر.
داشتم کلمه ای رو سرچ می کردم که اسم فایل آیناز در فهرست یافته ها اومد. شوکه شدم. آیناز که قول داده بود اینکارو نکنه . قول داده بود هر وقت این کارو کرد منم هرچی فایل داره پاک کنم. منم فورا پسورد آیناز رو عوض کردم تا وقتی او.مد خونه ازش بپرسم چرا ؟؟؟
وقتی بهش گفتم چرا اینکارو کردی ؟ چرا هر سایتی که من میرم تو هم بلافاصله میری ؟ چرا وقتی من پای کامیوتر هستم تو و درسا فضولی می کنید ؟؟؟
خلاصه هر چی من می گفتم انکار می کرد و می گفت نه !!! دوستام بهم آدرسشو دادن !!!
میگفتم چرا هر سایتی من امروز می رم . فرداش دوستای شما میرن ؟؟؟
گفت می خوای همین الان زنگ بزنم به دوستم ؟؟؟ گفتم زنگ بزن و صدای دوستت رو بذار روی اسپیکر. گفت باشه .... ولی رفت و دو ساعت دیگه اومد و گفت الان می خوام زنگ بزنم ... منم گفتم زنگ زدن الانت به درد خودت می خوره ...
دیگه دعوامون شد و همون پست دردسرهای ... بزرگتر بودن ..... تکرار شد ...
به فریبرز هم اس.ام.اس دادم و گفتم : برای حل ایم مشکل میشه فقط یه اکانت روی کامپیوتر ساخت ... فربیرز هم جواب داد فعلا تا جمعه صبر کنید تا من برگردم .... کامپیوتر رو هم جمع کنید ...
منم گفتم شما فقط بلدین مشکل رو پاک کنید و هیچ وقت حلش نمی کنید !!!
شهلا هم چون مهمون داشت . زیاد دخالت نمی کردو گوشی موبایل رو گرفت و فقط ... بعد از اینکه مهمونا رفتن گفت همین الان بیا کامپیوتر رو درست کن ... منم علیرغم میل باطنی ام درست کردم... رفتم توی تختم و با صدای بلند گریه کردم ... می گفتم آیدا مُرد !! بعد دوباره آیناز شروع کرد به غر زدن ...
منم گفتم اگه آدم میمون داشته باشه . بهتر از توئه ... چون تقلید کردن اون بهتره ...
آخر سرم از ساعت ۱۰ رفتم توی حموم تا ساعت ۱۱ گریه کردم و بعدشم یه پتو برداشتم و رفتم حموم خوابیدم تا از فردا آیناز اینا یاد بگیرن و این کارو بکنن ...
اینم آهنگ رو هم تا صبح گوش دادم ( توی حموم )
دوباره نمی خوام
چشمای خیسمو کسی ببینه
یه عمر حال و روز من همینه
کسی به پای گریه هام نمیشینه
بازم دلم گرفت و گریه کردم
بازم به گریه هام می خندم
بازم صدای گریمو شنیدن
همه به گریه هام می خندن
دوباره یه گوشه میشینم
و واسه دل خودم می خونم
هنوز تو حسرت یه همزبونم
ولی نمیشه و اینو میدونم
بازم دوباره دلم گرفته
دوباره شعرام بوی غم گرفته
کسی نفهمید غمم چی بوده
دلیل یک عمر ماتمم چی بوده
(موزیک در انتهای وبلاگ )

وقت رفتن نمي خوام ببينمت
مي دونم ببينمت كم ميارم
اگه يك لحظه فقط نگام كني
دلمو پشت سرم جا مي ذارم
اگه خونسرده نگام به دل نگير
دل تو يه روز ازم خسته مي شه
اگه اسممو فقط صدا كني
راه رفتن واسه من بسته مي شه
وقت رفتن نبايد گريه كني
اينجوري دلم برات تنگ نمي شه
مي دونم هر جاي دنيا كه باشم
تو دلم عشق تو كمرنگ نمي شه